عصبانیت

آقا از دست این مردم خیلی اعصابم خرده. همیشه با بابام بیرون می روم و در مجالس مختلف شرکت می کنم. ولی انگار نه انگار با شخص شخیصی روبرو هستند. با همه دست می دهند الا با من! جالب این جاست که من هم همراه دیگران برای شخص تازه وارد بلند می شوم ولی نوبت دست دادن با من که می رسد گویی چشم های آن شخص، بالای سر او قرار دارد و نمی تواند دست های مرا ببیند که به طرف او دراز شده است