باز هم یه اشتباه کوچولو

    دیشب بعد از کلی بازی و تفریح با بچه ها با  سر  و روی خاکی و لبا س های کثیف به خانه آمدم . همین که وارد شدم انگشت مامانم را دیدم که  حمام را نشانم می دهد. من به تنهایی رفتم و یه دوشی گرفتم در همان جا تصمیم گرفتم برای اینکه زحمت مامان کم بشه لباسهایم را هم بشویم. خلاصه من در میان صداهای مامان که دائم می گفت : چی شد...... چرا نمی آیی بیرون؟ لبا سها را شستم تا خوشحال بشه. با کمال صداقت موضوع را به او گفتم . با تعجب گفت: با چی شستی؟ گفتم: با همان شامپو بزرگه. دیدم داد زد: با شامپو شولدرز شستی؟ بچه ! من دیروز این رو شش هزار تومان خریدم بعد تو می ری با آن لباس می شویی؟ من که نمی دونم شش هزار تومان چقدره. اما فکر کنم باز دست گل به اب داده ام.