گِل بازی!!
روز جمعه من و فاطمه یکی دو ساعت در خانه مادر بزرگ «گِل بازی» کردیم. اول از باغچه جلوی خونه مقداری خاک اوردیم اما خاکش بد بود و عمو علی از باغچه خونشون مقداری خاک خوب اورد و ما مشغول بازی شدیم دقایقی بعد عموحسین و شوهر عمه ام و حمید پسر عموی پدرم هم اضافه شدند و با هم شاهکارهای گلی قشنگی درست کردیم. از جمله مجسمه هایی که ساخته شد: چاقو، عقرب، قایق، ماشین، لاک پشت، قاشق، صندلی،کبوتر، حلزون ، تانک ، مار، تریلر،ستاره بود.البته فقط سازنده های آنها می تونستند تشخیص بدن که اینها چی هستند!!!
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت توسط رضا احمدی مهر
|
سلام