روز پنج شنبه در یک هوای کاملا بهاری به اتفاق خانواده و و مادر بزرگ و دختر خاله به دیلم رفتیم. صبح زود ساعت 7 حرکت کردیم . مسیر از رامشیر تا دیلم از نظر سرسبزی آنقدر زیبا بود که انگار در رویا سیر می کردیم در برخی جاها گلهای وحشی صحرا را زیباتر کرده بود. در وسط راه دقایقی توقف کردیم و از این طبیعت زیبا لذت بردیم. وقتی به دیلم رسیدیم ابتدا به بازار رفتیم که مغازه ها در حال باز کردن بودند. همراه پدرم به برخی مغازه ها رفتیم و وسایل مورد نیاز ماشین خریدیم و بعد از خرید ساعت یازده و نیم کنار دریا رفتیم. باد سردی می وزید اما همین باد دریا را مواج و زیبا کرده بود. ناهار را آنجا خوردیم و ساعت سه و نیم به طرف رامشیر حرکت کردیم. من و فاطمه آنقدر خسته بودیم که تمام مسیر برگشت خواب بودیم.