خرمشهر و آبادان
بهمن ماه هر سال معمولا مهمان داریم امسال هم ابتدا دایی مصطفی و خاله هام آمدند و بعد از چند روزی برگشتند. بعد از آن آقای تابان به همراه خانواده چند روزی مهمان ما بود. روز جمعه بیستم بهمن که خانه عمه ام در ماهشهر دعوت بودیم بعد از صرف ناهار به پارک ارم رفتیم بسیار خوش گذشت و من محمدجواد قایق سواری کردیم. اتفاق جالب اینکه فاطمه برای دقایقی گم شده بود که خدا رو شکر مردی او را پیدا کرده بود و به ما برگرداند.
بعد از روز چهارشنبه 25بهمن هم به اتفاق مادر بزرگ و دخترخاله و پدر و مادرم به خرمشهر به عیادت خانم انصاری رفتیم و بعد از آن به آبادان نزد دوست پدرم بریم آبادان رفتیم و شب را آنجا گذراندیم و حسابی با ایلیا و امیرحسین خوش گذراندیم. قبل از رفتن به آبادان دقایقی در کنار کارون خرمشهر بودیم و عکسی به یادگار گرفتم:

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۱ ساعت توسط رضا احمدی مهر
|
سلام