هواخوری...
روز جمعه ششم بهمن ماه همراه با خانواده های عموها و عمه هایم به بقعه امیر المومنین که زادگاه پدرم است رفتیم . فاصله زیادی با شهر ندارد و در حقیقت رودخانه جراحی آن را از شهر جدا کرده است. اطراف بقعه زمین های کشاورزی است که در این موقع سال بسیار سرسبز و زیبا بودند. به همراه محمدجواد بازی کردیم و خوش گذراندیم. ساعت دو و نیم به خانه برگشتیم تا بازی استقلال و پیروزی را ببینیم . همه در خانه ما جمع شدند و بازی را با هیجان نگاه می کردند. بیچاره عمو شریف و عمو حسن و عبدالرضا که طرفدار استقلال بودند ازشدت استرس خودخوری می کردند ولی چه فایده داور پیروزی را از پرسپولیس گرفت!و صفرصفر شد.[نیشخند]

*

+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۱ ساعت توسط رضا احمدی مهر
|
سلام